نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی مزرعه حیوانات - جورج اورول
3.7
28 رای
مریم ایوبی نیا
۱۴۰۵/۰۲/۲۱
51
متن زیبا و عمیق ولی اجرای افتضاح هر جمله رو یکی خونده 😐 بچه گانه و خیلی خیلی بد بود صداهای اطراف واقعا آزار دهنده بود این داستان واقعا غم انگیز و آشنا بود به همه توصیه میکنم حتما گوش کنن متن زیبا داستان واقعا ارزش چند بار شنیدن رو داره داستان درباره ی حیوانات یک مزرعه است که علیه صاحب انسانِ مزرعه شورش می کنند، چون از ظلم و بی عدالتی او خسته شده اند. بعد از شورش، حیوانات تصمیم می گیرند مزرعه را خودشان اداره کنند و جامعه ای برابر و آزاد بسازند. در آغاز، همه چیز با امید و آرمان گرایی پیش می رود. خوک ها که باهوش ترند، رهبری را به دست می گیرند. در میان آن ها، ناپلئون و اسنوبال از شخصیت های اصلی هستند. اما کم کم بین این دو اختلاف به وجود می آید و ناپلئون با زور و حیله، اسنوبال را از مزرعه بیرون می کند. بعد از آن، ناپلئون به تدریج قدرت را کاملاً در دست می گیرد. او از سگ های تربیت شده اش برای ترساندن بقیه استفاده می کند و با کمک خوکی به نام اسکویلر، حقیقت را تحریف می کند تا حیوانات را فریب دهد. قوانین اولیه ی مزرعه که بر پایه ی برابری بودند، کم کم تغییر می کنند تا رفتارهای خوک ها را توجیه کنند. حیوانات دیگر، به ویژه باکسر، اسب سخت کوش مزرعه، با وفاداری و کار زیاد تلاش می کنند مزرعه را آباد نگه دارند؛ اما از سوی رهبرانشان مورد سوءاستفاده قرار می گیرند. در نهایت، باکسر هم وقتی دیگر به درد نمی خورد، کنار گذاشته می شود. در پایان داستان، خوک ها آن قدر شبیه انسان ها می شوند که دیگر تفاوتی میان آن ها و ستمگران قبلی دیده نمی شود. جمله ی معروف پایانی کتاب این معنا را می رساند که حیوانات دیگر نمی توانند تشخیص دهند خوک ها انسان اند یا انسان ها خوک.
محتوای این کتاب عالی است اما من هم مثل سایر دوستان از این نحوه خوانش گلایه دارم. صدها صدا که تند تند عوض می شود و تا بخواهی به یک صدا خو بگیری می بینی جمله تمام شده است. دقیقا قبل از این کتاب صوتی همین کتاب را به طور یک دست با صدای راوی دیگری شنیدم و آنقدر لذت بردم که ترجیح دادم این کتاب را دوباره بشنوم اما در این تجربه هرگز لذت ادبی قبلی را نبردم. این کتاب به خوبی آشکار می کند انقلاب های را که با هدف رهایی از ظالم بنا شده اند اما رفته رفته خودشان همان مشیری را پیش می گیرند که حاکمانی که بر ضد آن ها شورش کردند، داشتند. دقیقا تمام آنچه که در ابتدا به عنوان خط قرمز و مبنای انقلاب بنا شد در پایان داستان به نقطه مقابل آن تبدیل شد. هیچ خبری از بازنشستگی نیست، زحمت زیاد و عواید کم، ظلم و بی عدالتی، از صحنه خارج کردن افراد باذکاوت، انحصار امکانات برای خود، تربیت نیرو برای حفاظت از خود، بی سواد نگه داشتن بقیه مواردی است که در کتاب ذکر شده و به گوش و چشم ما آشنا است. وطن دوستی و عرق به پرچم و سرود را شاهد هستیم که چه بی محابا از آن سواستفاده می شود و فقط حالت نمادین پیدا می کند که در نهایت همان عناصر پرچم نیز حذف می گردد، حتی اسم انقلاب یا مثلا همان مزرعه نیز باز به شیوه سابق بر می گردد. افرادی هم هستند که سیاه نمایی می کنند و واقعیت را تحریف می کنند و آمار جعلی می سازند تا بگویند اوضاع خوب است و وضع ما بهتر است و آن قدر نقش بازی می کنند و در صورت نیاز حتی اشک هم می ریزند تا گذشته و حقایق را از ذهن طرف مقابل پاک کنند.
خوانش کتاب با صداهای مختلف مردم ابتکاری بود که امیدوارم دیگه از این نوع ابتکارات در کتابراه نباشد. اما در مورد کتاب، کاش خواندن این کتاب برای همه انسان ها و بصورت ویژه برای ما ایرانیان نه برای یک بار بلکه برای چندین بار اجباری باشد. برخی جاها محتوای کتاب به محتوای کتاب دیگر نویسنده (1984) هست. البته درون مایه هر دو کتاب مشابه است. اما در پایان هر کدام ما باید ببینیم در نقش کدام حیوان در قلعه حیوانات هستیم. اگر به اطرافمون نگاه کنیم انواع این حیوانات را خواهیم دید.....
