سالهای سگی سخت شروع میشه و پیچیده جوری که بعضی جاها سر رشته ماجرا و شخصیتها از دستت در میره ولی از نیمه کتاب به بعد کم کم گرهها باز میشه و حتی از نحوه جمله بندی میتونی حدس بزنی نویسنده داره در مورد کدوم شخصیت صحبت میکنه، یه داستان که پایان بندیای معمولی ولی بیرحمانه داره، چیزی شبیه واقعیتِ زندگی.