ارباب وقتی از همه تعلقات دنیا نا امید میشه تازه میتونه ذات واقعی وانسانی خودش رو ببینه واونوقته که خودش رو با نیکیتا یکی میبینه وواسه زنده موندن نیکیتا جونش رو به خطر میندازه انگار تو لستوی میخواد بگه حتی اینه وجود بدترین افراد هم شفافه فقط باید شرایط طوری باشه که زواید کنار بره تا این شفافیت نمایان بشه