کتاب بسیار خوبیه. تفاوت کلیت مکتب و نگاه شرق با غرب کاملا آشکار است. شرق به درون و آرامش روحی روانی و اصل زندگی که شادی و محبت به هم نوع است توجه میکند به پرورش روح و روان و جسم از طریق صحیح و میراثی برای هزاران سال برای استفاده آیندگان به جا میگذارند... اما غرب: مصرف گرایی و توجه به منیت و خودخواهی، حرص و شهوت، تلاش و تلاش در جهت سیر کردن منیت، غرور، نژاد پرستی و...
اینو به راحتی میتوان در نوع نوشتههای نویسندگان غربی و شرقی مشاهده کرد. کلا وقتی یک کتاب از یک نویسنده غربی از نوع پیشبرد شخصی رو مطالعه میکنیم فشار خونمون بالا میزنه و احساس عقب افتادگی احساس عدم برخورداری کافی از زندگی به فرد دست میده که این یک باور کاذب و اشتباهه. امیدوارم از استثمار نویسندگان غربی هرچه زودتر بیرون بزنیم.
ابراهیم محمدی
۱۳۹۹/۱۱/۲۰
کدوم استثمار غرب؟
زمانی که بنجامین فرانکلین در حال اختراع بود و قابلیت قانون اساسی جهان رو هم در ذهن میپروراند در آمریکا شاه ما میرفت موقع رعد و برق زیر عبا یک روحانی که چیزیش نشه
یعنی ما قرار نیست عاقل بشیم و واقعیات رو بپذیریم؟
کدام استثمار؟ الان کارگر در ایران یا چین یا کشورهای اسلامی آسایش بیشتری داره یا در آلمان و انگلیس و آمریکا؟
اگر سوارمون شدن که واقعا هم شدن و ما شدیم مفت خورهای جهان از بی عرضگی خودمون هست
چند تا اختراع ایران یا جوامع شرق و یا اسلامی داشته؟
این گوشی و اینترنت و غیره رو از صدقه سری اونها داریم دوست عزیز
اینو به راحتی میتوان در نوع نوشتههای نویسندگان غربی و شرقی مشاهده کرد. کلا وقتی یک کتاب از یک نویسنده غربی از نوع پیشبرد شخصی رو مطالعه میکنیم فشار خونمون بالا میزنه و احساس عقب افتادگی احساس عدم برخورداری کافی از زندگی به فرد دست میده که این یک باور کاذب و اشتباهه. امیدوارم از استثمار نویسندگان غربی هرچه زودتر بیرون بزنیم.