نظر زینب رحیمی برای کتاب دختر یخی

زینب رحیمی
۱۳۹۹/۰۴/۲۶
خیلی خوبه خیلی دوسش دارم⚘⚘⚘⚘⚘💜💜💜💜💜💜💜
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
خیلی دوست داشتنی فیلم‌ها از شما دوست دارم کنید و دوست دارید السا آنا هر چه فیلمی برنامه کودک داستان از تی وی دات آی مراجعه کردید انگلیسی هم بزنید من اگه شد برای شما می‌فرستم ببخشید امروز کار خوبی نکردم برای شما من باران بابل قائمشهر خونمونی بزنید و از حال من خوشتون بیاد 😀😘🎂
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
نگاه کنید شما اگه نزدیم توی اگه نشد برای شما توی اینستا یاد بگیریم بفرستیم میفرسته ثبت نام کنید ثبت نام کنید ثبت نام کنید و نام یا اسمتونو اینجا بنویسید و توی اینستا یا تلگرام و واتساپ واتساپ مراجعه کنید بابایی در سال ۱۹۰۸ خیلی خیلی سالها ۵ روز ۵ روز خیلی درد چیزی که الان بهتون میگم?
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
گفتم که همه سال ۱۹۰۸ همون طور که رفته بودم ۹۸ ۹۹عمل بد بشی شما یا ۸۵۵ عمل شدم و تو خونه موندن و همین که شما دیدن این صحنه خیلی خطرناکه میزنه بالازنانی که من دارم بعد مادرم ۵۴ روستاییان سرفه نمیتونه بخوابه همین دیگه ۵ روز و ۴ روز چهل روز من نمیدونم ۹۸ ۹۹ می‌فرستند اگه 😷😘😀
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
چند نفر ارسال کردن انسان شوند آمد هر نفری که کردم بگم از خوبیات نمیدونم ک
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
ارسال می‌کنم خوبی فراوانی روبر کنیم بیان شد در صورتی که من دارم میگم کلاس دوم اول که نیست آمادگی آنکه نرفتی آمادگی نیستم الان کلاس دوم سوم چهارم خیلی واسه مو خوبه کلاس داشتن نوشتن معلم خیلی دوست دارم که بارون چقدر خوبه عالیه بعد می‌گفت که خیلی خوب میشی انشالله اشاره به تسریع کرونا از بین میرود
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
خوب بله خوب هم فرستادیم را من من الان در شکل زیر دارند همه نشانه‌ها را براتون میفرستم
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
علوم صفحه ۲۸ بیاریم ۲۸۲۸ آوردی به من خبر بدی تدریس شو ساعت ۷ و ۸ برای مشاهده دقیق به چه نیاز داریم به خط ذره بین برای مشاهده خیلی در ایران برای دفترچه یادداشت به مداد نیاز داریم که اینجا بهتون گفتم و در در خونه مادرجون تو رفتی از اینجا عکس بگیرین یا هرچی دارند و برای من
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
من الان می‌فرستم بعدا منتظرم باش
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
نوشته پنج درصد از چوپان درستکار بنویسیم
baran babai
۱۳۹۹/۰۸/۲۵
درس فارسی کلاس دوم زیادی داشت چند توپ آن داشت که از گوسفندان و مرد درستکار و راستگویی چوپان عروس به خانه صاحبش می‌برد آن میریزیم و و شورا را دو برابر می‌کرد او را نصیحت می‌کرد و می‌گفت این کار این کار درستی نیست اما به حرفهای چوپان نمی‌داد و می‌گفت چوپان‌ای چوپان کرده و بزرگ به راه افتاد به نجات خود از بالای درختی رفت اما سیل همه گوسفند‌های خود را برده �ب با خود با خود ناچار پیشه کرده گفت من باور نمی‌خوام آخر این همه آب ناگهان از کجا آمده می‌گوید قطع جنگل با نگاهی درجا شود دریا شود این همان در
👋 سوالی دارید؟