نظر طیبه عباسی برای رمان کلبه عمو تام
طیبه عباسی
۱۳۹۹/۰۳/۳۰
30
اشکم رودرآورد انگارداشتم باشخصیتهای داستان زندگی میکردم. رنج، درد ومنتهای آرزوی رنج کشیده هابخوبی به تصویرکشیده شده بود. وقتی تام مرد انقدرتحت تاثیرشخصیت پاکش بودم که توی دلم گفتم نمیر. انقدرداستان واقعی بنظرمی آمد که موقع خواندنش یادم میرفت دارم رمان میخوانم وحس میکردم توی دنیای واقعی هستم...
Artemis
۱۳۹۹/۰۵/۱۲
موافقم دقیقا تک تک لحظات داستان جلوی چشم ادم میاد
میرزا
۱۳۹۹/۰۹/۲۲
واقعا منم همچین حسیو داشتم، وچقدر برای مرگ ایوا و پدرش من اشک ریختم، وباز زمان فرار شخصیتها چقدر استرس داشتم