با مطالعهی نظرات امیدوار بودم پی ببرم که کتاب از کتابهایی با عنوان برعکسه که دیدم متاسفانه این طور نیست! بسیار تاسف خوردم از مشاهدهی چنین عنوانی... مقولهی ازدواج برای امروز و دیروز نیست، جزئی از بشریته، وقتی کسی به این امر فکر میکنه، یعنی به مرحلهای رسیده که احساس نیاز به ازدواج میکنه و مخاطب کتاب قطعا چنین کسیه، اگرنه فردی که از تنهایی خوشحاله، نیاز نداره به خودش بفهمونه که خوشحاله از این وضعیت!!
دید علمی چیزیه که مانع نوشتن کتابهایی با زمینههای شخصی میشه، اگر یک نویسنده بره اصولی تحقیق کنه و حالات روانی و میزان موفقیت اجتماعی و سایر فاکتورهای اساسی برای موفق به شمار آوردن افراد مجرد و متاهل رو مقایسه کنه، سپس به سختی به خودش اجازه میده برای نوشتن چنین مطالبی که با ساختار تمدن بشری در تضاده دست به قلم ببره.
در آخر باز هم تاکید میکنم با توجه به مخاطب این کتاب، اون رو نامناسب میبینم اگر نه برای کسانی که مخاطب این کتاب نیستند (از تنهایی راضی اند) صرفا یک کتاب بدیهی به شمار خواهد اومد!
در نهایت این که حرکتهایی که بر ضد ساختار روحی انسان بوده اند، همیشه مورد بیمهری قرار گرفتهاند... بهتر است خودمان را درست کنیم...
Ms. S
۱۳۹۹/۰۹/۰۵
اتفاقا برعکس نظر شما خیلی روانشناسها معتقدن هرشخصی برای ازدواج مناسب نیست، هر شخصی هم برای فرزند داشتن مناسب نیست، مصلحت عدهای واقعا تجرد و نداشتن بچه هست و اینطور نیست که ازدواج ذاتا برای همه مناسب باشه!!!! ازدواج جزئی از طبیعت بشر نیست! یه قرارداد اجتماعی هست که باب طبع عدهای هست و برای عدهای دیگه نامناسب هست. شما این طرز فکرتون قدیمی و منسوخ هست جانم
دید علمی چیزیه که مانع نوشتن کتابهایی با زمینههای شخصی میشه، اگر یک نویسنده بره اصولی تحقیق کنه و حالات روانی و میزان موفقیت اجتماعی و سایر فاکتورهای اساسی برای موفق به شمار آوردن افراد مجرد و متاهل رو مقایسه کنه، سپس به سختی به خودش اجازه میده برای نوشتن چنین مطالبی که با ساختار تمدن بشری در تضاده دست به قلم ببره.
در آخر باز هم تاکید میکنم با توجه به مخاطب این کتاب، اون رو نامناسب میبینم اگر نه برای کسانی که مخاطب این کتاب نیستند (از تنهایی راضی اند) صرفا یک کتاب بدیهی به شمار خواهد اومد!
در نهایت این که حرکتهایی که بر ضد ساختار روحی انسان بوده اند، همیشه مورد بیمهری قرار گرفتهاند... بهتر است خودمان را درست کنیم...