من به طور تصادفی با این کتاب در کتابخانه مواجه شدم... وقتی جملهی بالای جلد کتاب رو خوندم، پیش خودم گفتم؛ عجب جملهی جسورانه ای...! و اتفاقا با یک حالت کاملا منتقدانه ترغیب شدم کتابو خونم تا در نهایت ثابت کنم اون جمله کاملا اشتباهه...! اما هر چی جلوتر میرفتم بیشتر و بیشتر با شخصیت اوه ارتباط برقرار میکردم و شیفتهی شخصیتش میشدم... و نمیتونستم کتابو زمین بذارم... و در نهایت وقتی کتابو تموم کردم، گفتم کاش تموم نمیشد...