وقتی این کتاب رو شروع کردیم توی اتوبان تهران کرج بودیم... همون موقع که صحبت از گله گوسفندان پسرک جوان بود، یک گله گوسفند کنار اتوبان دیدیم... ما این اتوبان رو هفتهای دو بار چندین ساله که رفت و آمد میکنیم و تا حالا چنین چیزی ندیده بودیم... گلهی گوسفند اونم کنار اتوبان؟! و اونجا فهمیدیم که این بهترین زمان برای شنیدن این کتابه فوق العاده س