کتاب شروع خوبی داره ولی اواسط کتاب که میرسید میفهمید که پر از تناقضه و به نظر میرسه نویسنده فقط خواسته با دیگر کتابهای مذاکره متفاوت باشه و خیلی جاها حرفهای خودشو نقض میکنه. برای مثال جایی از کتاب درمورد سازش نکردن صحبت میکنه و چند صفحه بعد مثالی از ایران میزنه که بدون تعصب اگر بهش نگا کنیم اول حرف خودشو درمورد سازش نقض میکنه و دوم خیلی سطحی به قضیه نگاه میکنه. در بخشی از کتابم که درمورد رسیدن به درست است هست همین رویه ادامه داره جایی که من در ابتدا کلی خوشحال شدم که بله یه اتفاق جدید درحال افتادنه ولی فقط کتابهای دیگرو نقض کرده و درآخر هم خود کتاب به جای بله تایید از درست است استفاده کرده. درحالی که هیچ کتاب مذاکرهای نمیگه که به یک بله رو هوا برسید بلکه همه دنبال بلههای هدفمند و مربوط به موضوع هستند دقیقا مثل همین رسیدن به درست است. واقعا این موارد داخل این کتاب برام حل نشدنی بودن.