سلام ودرود به نظر من رمان دختر گمشده داستان جناهی وروانشناختی جذابی داشت، هرچند درشروع ممکنه زیاد جذاب به نظرنیاید ولی هرچه جلو تر میری شخصیتها با نقابی که به چهره دارن روند داستان رو جالب تر وجذابتر میکنن، هردوشخصیت زن ومرد زخمی از دوران کودکی هستن، مرد داستان بانام نیک درخانوادهای که پدری خشک وسختگیر ونامهربان ودشمن زنان رشد کرده که باعث شکل گیری بخشی از شخصیت مردشده ودرمقابل زن داستان با نام ایمی هم در خانوادهای که هردووالد روانشناس بوده ولی چندان به روان دخترشان اهمیت نداده بیشتر به ظواهر توجه داشتن اونها هم در لایهای ازنقاب هستندواز دخترشان درواقع برای نوشتن کتابهایشان سواستفاده کرده انداین تاثیر زیادی درشکل گیری شخصیت دختری داره که برخوردار از همه نعمت وراحتی هست و لی درونی حسود وخودخواه داره واز هوش خود برای مقاصد شومش استفاده میکنه