توصیه میکنم حتما این کتاب را بخونید. تصویر سازی کتاب بسیار دلنشین و نویسنده آنقدر شیوا بیان می کند که در نهایت زیبائست. جملات بسیاری در این کتاب بود که خواندن آن برام خیلی لذت بخش بود. بطور مثلا: ۱- چشمه اى که از زیر سنگ ها بیرون مى زد و ماهى ها را خنک مى کرد. ۲- من که دنباله او بودم مثل شهاب مى سوختم. ۳- صداى تیک تیک ساعت را که اعلام حضور مى کرد. ۴- وقتى خدا بخواهد مورچه اى را نابود کند، دو بال به او مى دهد تا پرواز کند آن وقت پرندگان شکارش مى کنند. و در جایی از کتاب شخصی بنام رزم آرا مشخص کننده قبله اهالی سنگسر هست و می گوید هر که به اشتباه سمت روسیه عبادت کرده بچه هایشان حرامزاده هست و همه اهالی به او باج می دانند به جهت تعیین قبله. خفقان و عدم امنیت زمان جنگ جهانی اول را به زیبائی هر چه تمام تر بیان می کند. باتشکر از کتابراه