با سلام احترام خدمت دوستان عزیزم داستایفسکی در این کتاب مشخص میکند که ایده های افراطی بسیار خطر ناک هستند به طوری که شخصیت اصلی داستان به خاطر نظریه اش پیرزنی را به قتل میرساند ولی بعد از آن دچار عذاب وجدان ترس و تفهم میشود و از طرف دیگر سونیا دیگر سونیا آینه ای برای وجدان خفته اوست که او را واردار میکند که مسئولیت کارش را بپذیرد و به نظر من بهترین بخش این کتاب در خصوص بازپرسی است که هم روانشناس بازپرس پلیس و راهنمای روحانی است با تشکر از گویندگان محترم