نظر وحید شریفی برای کتاب اینچنترا

وحید شریفی
★★★★★
۱۴۰۵/۰۸/۰۲
بعد از «فنتزما» فکر می کردم دیگه هیچ کتابی اون حس رو زنده نمی کنه. ولی «اینچنترا» اومد این کتاب هم ادامه ی خوبیه و هم مستقل، خودش تنهایی هم آدم رو عاشق خودش می کنه. ژنویو، خواهر کوچیکه اوفلیا، دعوتنامه ای از یه قصر مرموز تو ایتالیا می گیره. فکر می کنه مهمونیه، ولی رووین سیلور در رو محکم می کوبه تو صورتش. ژنویو دزدکی وارد می شه و می فهمه اینجا ی بازی مرگباره که فقط یه نفر زنده می مونه. چرا دوستش داشتم؟ اول ژنویو. برخلاف اوفلیا که سرد و حساب شده بود، این یکی شوخ طبع و تکانشیه و تو دلش حسابی تنهام. اینکه مادرش همیشه اوفلیا رو ترجیح می داده، آدم رو باهاش همدل می کنه. دوم، رابطه ژنویو و رووین. از همون اول از هم بدشون میاد، ولی برای زنده موندن نقش زوج عاشق رو بازی می کنن. این «دشمن به عاشق» شدنشون خیلی طبیعی جلو می ره. ایراداش؟ بعضی ها ممکنه بگن دنیا سازیش به اندازه «ناتوان» عمیق نیست و بیشتر روی رابطه دو شخصیت و فضای گوتیک قصر تمرکز داره بنظرم کتاب خیلی بهتری بود از جلد اول، منتظر دومینیکا (جلد سوم) هستم
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟