نظر وحید شریفی برای کتاب فنتزما

وحید شریفی
★★★★★
۱۴۰۵/۰۷/۲۶
اول فکر می کنی یه فانتزی معمولی با عمارت جن زده میخونی. ولی بعد می بینی ساعت ۳ صبحه و داری صفحه رو می چرخونی و میگی «فقط یه فصل دیگه». این کتاب دقیقاً همینه؛ اعتیادآور. قصه چیه؟ اوفلیا، یه نکرومانسر، برای پیدا کردن خواهرش می ره تو یه بازی مرگبار به اسم «فنتزما» تو یه عمارت جن زده. جایزه یه آرزوی بزرگه، ولی قانوناش سادست: زنده بمون، عاشق نشو. چرا خوبه؟ اول از همه بلک ول؛ یه روح قرن ها قدمت که با اوفلیا معامله می کنه: کمکش می کنه از آزمون ها رد شه، به قیمت ۱۰ سال از عمرش. انقدر مغرور و رو اعصاب و در عین حال جذابه که نمی تونی ازش متنفر باشی. شیمی بینشون از همون اول می ترکه. نکته دوم اوفلیاست. OCD داره و نویسنده واقعاً خوب این موضوع رو نوشته. صدایی تو سرش هست که مدام تلقین می کنه و آدم رو کلافه می کنه، ولی دقیقاً همون چیزیه که اوفلیا رو واقعی می کنه. ایراداش چیه؟ راستش پایانش یه کم عجله ای تموم می شه. یه جاهایی حس می کنی می شد بیشتر روی جزئیات آزمون ها وقت گذاشت و اگه دنبال فانتزی خیلی سنگین با دنیاسازی عظیم هستی (مثل «ناتوان»)، این کتاب یه کم سبک تره؛ بیشتر روی رابطه دو شخصیت و فضای گوتیکش تمرکز داره. «فنتزما» رو بگیر اگه می خوای یه فانتزی عاشقانه تاریک بخونی که صفحه هات رو ورق بزنی بدون اینکه بفهمی زمان چطور گذشت. اگه از بلک ول خوشت بیاد (که بعیده نیاد)، جلد دومش («اینچنترا») رو هم می خوای. امتیاز من: ۴ از ۵ (یه ستاره کم کردم چون پایانش می تونست بهتر باشه).
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟