کتاب، داستانی خیالی از ذهن نویسنده در کنار واقعیات یکی از فجیعترین نسلکشیها بعد از جنگ جهانی دوم که به دست صربها بر علیه مردم مسلمان بوسنی و هرزگوین رخ داد و فرماندهان وحشی صرب آنطور که باید محاکمه و به سزای اعمال خود میرسیدند، بعضی دولتها نگذاشتند. اما در روزگاری که وحشت بین مردم بوسنی منزل و بسیاری از مردان و پسرانشان به وضع فجیع قتلعام میشدند و جهان در سکوتی چشم به مظلومیت مسلمانان بوسنی و جنایتهای وحشیانۀ صربها بسته بود، حتی پناهندگان مقر سازمان ملل را هم به دست صربها تسلیم کردند و باعث کشتار آنها شدند، بسیاری فراموش کردند جز مسلمانان بوسنی و ملت ایران در دهۀ شصت که جمهوری اسلامی ایران شاید تنها و بزرگترین مدافع آنان شد و حتی با اعزام نیروهایی از سپاه مانند حزبالله در لبنان به وظیفۀ و تکلیف دینی و انسانی خود عمل کرد. نباید فراموش کرد پرسهای گذشته رو که حتی سازمان ملل نبرد دفاع از حق و مظلومیت کشورهای ضعیف یا حریف استعمارگر هیچگونه قدرت و توانایی برای کمک و یاری نداره و با وضع کنونی ایران، دلخوشی به هر کشور و ملتی اشتباه غیرقابلجبران و نتیجه جز نابودی ایران و ایرانی ندارد و فراموش نکنیم که هزینههای بسیاری برای حمایت و دفاع و نجات کشورها و ملتهای مستضعف دولت و ملت ایران پرداختهاند که جای خوشحالی و افتخار دارد. داستان دارای ترجمۀ خوب و گوینده هم عالی بود و شنیدنش بد نیست ولی آخرش خیلی بهتر میتوانست تمام شود و نویسنده مقداری اروپایی و آزادفکر کرده برای داستان در صورتی که مردم سارایوو و بوسنی مسلمانان بیاعتقاد به شریعت اسلام نبوده و نیستند آنطور که نویسنده همش تو مشروب و آبجو و تبلیغ متداول این جنس در کنار مسلمان است، این مورد نادرست است.