من با این کتاب از طریق فضای مجازی آشنا شدم. زمانی که به بازار اومد طرفداران زیادی پیدا کرد و خیلی معروف شد اما واقعیتش اصلا ارزش تعریف هایی که ازش میکردن رو نداشت. داستانی رمانتیک بود و فضای عاشقانه و حس بین دو شخصیت اصلی رو نسبتا خوب نشون داد. جرقه ی اولیه رو خیلی دوست نداشتم ولی در ادامه رشد علاقه و احساسات رو خوب به تصویر کشیده بود. دو راهی ای که آیریس بین کارور و رومن داشت رو کاملا خوب به تصویر کشیده بود. تغیرات رفتار رومن و احساساتش رو خوب به تصویر کشیده بود. اما چرا میگم ارزش تعریف هارو نداشت. چون صرفا فقط قسمت عاشقانه اش قابل لمس بود. دنیاشون٫ موارد تخیلی داستان٫ خدایان و حتی میشه گفت جنگ اصلا قابل لمس نبود. درسته کتاب عاشقانه است ولی بهرحال فضاسازی باید عمیق باشه. یا نباید از موضوعات تخیلی استفاده میشد یا وقتی استفاده شده باید کاملا برای خواننده شرح داده بشه که بتونه باهاش ارتباط بگیره و چنین موضوعاتی رو توی دنیای کتاب لمس کنه. برای من اصلا قابل لمس نبود به همین دلیل کتاب در ذهنم ماندگار نخواهد شد. اسپویل: الان که قراره در جلد بعدی رومن رو در بین افراد ارتش دیکر ببینیم من به شخصه اصلا هیچ ایده ای ندارم که قراره با چه محیطی و چجور آدم هایی مواجه بشم و این بخاطر اینه که نویسنده مارو با این محیط تخیلی آشنا نکرده. پایان اسپویل⚠️ همچنین داستان چندان خواننده رو با خودش همراه نمیکرد. دستکم برای من که اینطور بود. در نهایت از کتابراه مچکرم برای این کتاب و کارهای فوق العاده با کیفیتی که ارائه میدن.