نظر م توحیدی برای رمان دفتر خاطرات

م توحیدی
★★★★★
۱۴۰۵/۰۷/۲۳
با اینکه به رمانهای عاشقانه علاقه ای ندارم اما نتونستم از خواندنش منصرف بشم قسمتهایی از کتاب من را میخکوب میکرد. داستان غم انگیز عاشقانه ای است که در فضای بعد از جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد. روایتی از یک دختر ثروتمند جوان و پسری که یک روز قلب او را ربود. این کتاب از عشق و اشتیاق، فارغ از قید و بندِ سن و سال می گوید. «الی» برای گذراندن تعطیلات تابستانی به همراه والدینش به شهری کوچک رفته است. او در این شهر با «نواح» آشنا می شود. این دو به یکدیگر علاقه مند می شوند. مادر الی به این عشق بها نمی دهد و می کوشد رابطه الی و نواح را از بین ببرد. پس از پایان تعطیلات و بازگشت الی به شهر، نواح شروع به فرستادن نامه به او می کند اما با جلوگیری مادر الی از رسیدن نامه های نواح به او، کم کم خاطرهٔ عشق آن دو کم رنگ می شود. سپس الی با مردی دیگر آشنا و عاشق او می شود. قرار می شود که این دو با یکدیگر ازدواج کنند. اما چند روز مانده به مراسم، الی عکسی از نواح در روزنامه می بیند و به دیدنش می رود و متوجه می شود نواح در تمام این سال ها عاشق او مانده است.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟