شاید ماکان عشقِ از دست رفته ی فرنگیس بود، اما مهم تر از آن، دری بود که به روی بخشی از وجود خودش گشود، بخشی که پس از آن ملاقات دیگر نمیتوانست نادیده اش بگیرد و شاید ماکان مردی نبود که فرنگیس بتواند با او زندگی کند، اما انسانی بود که پس از ملاقاتش، فرنگیس دیگر نمیتوانست آن زن سابق باقی بماند.... در واقع به نظر من فرنگیس با یک تفکر جدید و با فکر و سبک زندگی جدید آشنا شد که ماکان این دریچه را به روی او گشود... و شاید بتوان گفت: فرنگیس علاوه بر عشق ظاهری به ماکان عاشق سبک زندگی و نگرش ماکان شد... و اگر چه به او نرسید ولی تفکر ماکان گونه قطعا او را تا آخر عمر رها نخواد کرد و قطعا این هم نوعی از عشق و عاشقی ست 🙏