کتاب خوبی بود و بسیار انگیزه دهنده. موارد زیادی در این کتاب متوجه شدم و درسهای زیادی میشه از این کتاب گرفت اما میخوام کتاب رو از جنبه دیگری بررسی کنم، خداوند قانون قدرتمندی رو در جهان بنا کرده که انسانها به نفع خود یا به ضرر خود دارن ازش استفاده میکنن و در اکثر مواقع ناخودآگاه بدون اینکه کسی متوجه بشه که البته کسانی هم هستند که آگاهانه در حال خلق زندگی خود هستند البته به نفع خود و در جهت گسترش جهان هستی به عنوان اشرف مخلوقات. زندگی ما بازتاب افکار، احساسات و باورهای ماست هر خیری که به ما میرسه از جانب خداست و هر شری که به ما میرسه از جانب خودمونه فقط خودمون و متأسفانه بخاطر باورهای محدود کننده که در ذهن داریم فکر میکنیم که خدا اینطور خواسته! در صورتی که خدا برای تمام بندگانش خیر و خوبی میخواد، آیه ۱۸۲ آل عمران: این بخاطر اعمالی است که پیشاپیش انجام داده اید و خداوند هرگز بر بندگانش ستم نمیکند. که البته آیههای زیادی با این مضمون در قرآن وجود داره، و طبق اطلاعاتی که درباره این قانون قدرتمند دارم که البته در قرآن به عنوان مشیت ازش نام برده شده میتونم با اطمینان کامل بگم که مادر نیک باعث وجود این مشکل در زندگی نیک شده البته بصورت ناخودآگاه بدون اینکه از متوجه باشه اون افکار و احساسات پیشاپیش فرستاده. در اول کتاب شاهد این بودیم که مادر نیک در مورد تولد فرزندش احساسات خوبی نداشته به قول معروف نگران بوده و همین نگرانی باعث این مشکل شده که البته واقعا لذت بردم که نیک در ادامه داستان درس بزرگی به مادر یا اطرافیانش میده که البته با این حال منکر این موضوع نیستم که خود نیک با اینکه بسیار قدرتمند عمل میکنه اما باز هم در ذهن نیک یک سری باورهای محدود کننده وجود داره.