خیلی دوسش داشتم، کتاب خوبی بود، من کتاب زیاد میخونم و معمولا در مورد کتاب ها نظری نمی نویسم اما دوست داشتم که در مورد این کتاب بنویسم، خب داستانی که شخصیت های اصلی اش حیوانات هستند، نثر کتاب بسیار روان و ساده است، نویسنده در کتاب به طرز بسیار ظریف عواطف و احساسات مادرانه رو در یک مرغ به تصویر می کشد و پایان داستان بستگی به دیدگاه مخاطب میتونه خوب و یا بد تفسیر بشه ولی من از این جور کتاب ها خیلی خوشم میاد، کتاب یک نوع زیبایی خاصی رو به تصویر میکشه به نظرم، در کل کتاب اعصاب خورد کنی نیست و به نوعی تلاش برای بقا و توصیفی از مرگ و زندگی ارائه میدهد و چیزی که یاد گرفتم این بود که باید در هر شرایطی زندگی کردو برای خودمون و عزیزانمون قوی بود، زندگی بسیار زیبا است فقط باید دید و مرگ هم میتواند زیبا باشد اگر ان را هم بدون هیچ عجله ای و بدون پس زدن زندگی در اخر دید