داستان کتاب در مورد سه تا برادر بود که حاصل دو تا ازدواج پدرشون بودن و هر سه در سن پایین مادرشون و از دست داده بودن و پدر بی مسولیت و بدی داشتن که پیش اونم بزرگ نشدن …. و ماجراهایی که در طول داستان براشون پیش اومد و کلا سه تا شخصیت جدا از هم داشتن …. یکی از سوال هایی که در کل داشتان باهاش برخورد میکنیم و ذهن و درگیر میکنه وجود خداست که من در پایان این داستانم جواب براش پیدا نکردم انگار از زبان چند نفر چن تا اعتقادو فقط باز گو کرده بود …یه موردم که بهش پرداخته بود ولی هیچ جوابی بهش داده نشد بوی بد جسد پدر روحانی بود …. یه قسمت کتابم که خیلی خسته کننده بود قسمت دادگاه و حرفای دادستان و وکیل بود شاید خوندن شنیدن این کتاب احتیاج به درک و دانش بیشتری برای فهمیدن داره در کل من به عمق این کتاب نتونستم پی ببرم و یک شاهکار برای خودم تلقیش کنم …. انقدر که تعریف ازین کتاب خونده بودم توقع داشتم جواب سوالم و بگیرم.