این قسمت داستان جالبتر از کتاب قبلی بود هوش فراوان امید منو تحت تأثیر قرار داد, نکاتی که از نظر خیلی ها بی اهمیت جلوه میدهد را بدقت میبیند و بررسی میکند. چیزی که متاثرم کرد رفتار جمشید بود. چطور پدر بخاطر پول پسر خودشو می کشه آخه آدم اینقدر بی احساس مگه میشه اونم پسر جوانش را. حتی اگر پایش می افتاد برادر خودش را می کشت چطور تونست؟ گاهی انسان ها بخاطر مادیات ارزشهای انسانی خودشان را زیر پا می گذارند و یادشون می ره که ما فانی هستیم. حالا با وجود ماشین مشکی و آدم مرموز داستان جالبتر شد و من راغب شدم کتاب بعدی را خریداری کنم به همه خوانندگان این کتاب را پیشنهاد میکنم و به نویسنده بخاطر قلم زیبایش خسته نباشید عرض میکنم و سپاس فراوان از کتابراه بخاطر قرار دادن این کتاب با تخفیف خوب در اختیار خوانندگان گرامی
امید اشکانی
۱۴۰۵/۰۷/۱۷
با سلام و احترام ضمن تشکر از نظرات ارزشمند شما، بله نقطه قوت داستان همین است که ما گاهی به خاطر وسوسه های عجیب، کارهای عجیبی میکنیم. در رابطه با خودروی مشکی رنگ حالا حالاها ماجرا ادامه خواهد داشت و پیشنهاد میکنم بعد از این به داستان جاودانگی مراجعه کنید.