«با خانمان» فقط یک داستان نیست؛ یک قدم زدن آرام در مسیر زندگی دختری است که با وجود از دست دادن پدر، بیماری مادر و سفری سخت به سوی ناشناختهها، هرگز امید را از دست نمیدهد.
قدرت این کتاب در سادگی و صداقتش است. پرین با دستهای خالی اما قلبی سرشار از مهربانی، جایی برای خودش در دل آدمها باز میکند. ماجراهای تلخ و شیرین پشت سر هم، حسابی خواننده را درگیر میکند و دلت میخواهد هرچه زودتر بدانی چه سرنوشتی در انتظار اوست.
فضای داستان آنقدر باورپذیر است که خودت را کنار پرین میبینی؛ در جادههای شمال فرانسه، زیر باران، وقتی برای یک لقمه نان تلاش میکند. شخصیتها زنده اند، نه سیاه و نه سفید. هر کدام باورها و ضعفهای خودشان را دارند و همین باعث میشود داستان واقعی تر به نظر برسد.
بزرگترین درس کتاب هم همین است: سختیها تمام میشوند، اما آنچه میماند منش و اخلاق آدم است. پرین با وجود همه رنجها، درستکار میماند و همین او را به خانه واقعیاش میرساند.
به هر کسی که به داستانهای انسانی و امیدبخش علاقه دارد، پیشنهادش میکنم. «با خانمان» کتابی است که بعد از تمام شدنش، چند روز با تو میماند و یادت میاندازد که خوشبختی، بیشتر از آنکه پیدا شدنی باشد، ساختنی است.
قدرت این کتاب در سادگی و صداقتش است. پرین با دستهای خالی اما قلبی سرشار از مهربانی، جایی برای خودش در دل آدمها باز میکند. ماجراهای تلخ و شیرین پشت سر هم، حسابی خواننده را درگیر میکند و دلت میخواهد هرچه زودتر بدانی چه سرنوشتی در انتظار اوست.
فضای داستان آنقدر باورپذیر است که خودت را کنار پرین میبینی؛ در جادههای شمال فرانسه، زیر باران، وقتی برای یک لقمه نان تلاش میکند. شخصیتها زنده اند، نه سیاه و نه سفید. هر کدام باورها و ضعفهای خودشان را دارند و همین باعث میشود داستان واقعی تر به نظر برسد.
بزرگترین درس کتاب هم همین است: سختیها تمام میشوند، اما آنچه میماند منش و اخلاق آدم است. پرین با وجود همه رنجها، درستکار میماند و همین او را به خانه واقعیاش میرساند.
به هر کسی که به داستانهای انسانی و امیدبخش علاقه دارد، پیشنهادش میکنم. «با خانمان» کتابی است که بعد از تمام شدنش، چند روز با تو میماند و یادت میاندازد که خوشبختی، بیشتر از آنکه پیدا شدنی باشد، ساختنی است.