رمان خوبی بود ولی یکم غیر واقعی بود، شخصیت مغرور و خودخواه الهه که هیچ وقت اولویت اولش همسرش نبود، با اینکه قرار گذاشته بودن به مذهب همدیگه کاری نداشته باشن ولی همه اش توطئه میکرد و نقشه میچید که مجید سنی بشه، وقتی هم که باباش بیرونش کرد بازم مجیدو مقصر میدونست، در کل رمان یا در حال گریه کردن بود یا ناز کردن، در مقابل شخصیت زیادی منفعل و خود کم بین مجید اعصاب آدمو خرد میکرد که هرچی میشد حقو به الهه میداد و خودشو گناهکار میدونست، حتی به عنوان یه شیعه جواب بیشتر سوالات الهه رو با نمیدونم میداد ولی در کل رمان خوبی بود ممنون از نویسنده ی عزیز🤍🌻