نظر سیده عاطفه ایازی برای کتاب صوتی جاده شهر
سیده عاطفه ایازی
۱۴۰۵/۰۷/۰۷
00
این باید بگم که کیفیت ضبط و خوانش ممتاز خانم گلستانی موجب ادامه و پیگیری داستان شد ولی داستان زندگی نوجوانی که نه سواد دارد نه شغل نه مهارت و با بیمسئولیتی زندگی خودش و والدینش را تحت تأثیر قرار میدهد و با سبکسری به دنبال بیارزشی و وقتگذرانی است نهایت لذتش از زندگی تمسخر و وقتگذراندن با پسرهاست از صبح تا شب در شهر ولگردی و وقتگذرانی میکند حتی در داستان در توضیح معاشرتش با دانشجو پزشکی از لذت نشست و برخاست با او نمیگوید فقط ذکر میکند همان کاری که دوست داشت با من کرد وقتی فردی برایش کار پیدا میکند میگوید من حاضر نیستم کار کنم از زندگی پوچ و بیبندوباری خواهرش میگوید از رنج پدرش که با بیبندوباریهای دخترش فرتوت و شکسته شده از قول پدرش که میگوید شما درست تربیت نشدهاید و مقصر عدم تربیت شما ما والدین هستیم از زحمات و خستگیهای مادرش میگوید که شبانهروز کار میکند و در این میان این همه فرزند حتی یک نفر هم نه کمکش میکنند نه مسئولیت کاری را قبول میکنند به نظرم رمان به خوبی پوچی و ولگردی و بیمسئولیتی نوجوانان را نشان میدهد مادر زحمتکش و نادان و بیمسئولیتی که فقط به دنبال رفع و رجوع کاریهای دخترش است که با شوهر دادنش افتضاح پیشآمده را جمع کند مادر اصلاً دخترانش تربیت نمیکند چیزی بهشان یاد نمیدهد نه شوهرداری نه کار خانه نه ادب و نزاکت نه احترام به خودشان نه عزتنفس و غرور و وقار نویسنده یک شخصیت کمی مثبت به نام عمه دارد که دنبال تربیت دخترش است که متأسفانه مانع ازدواج و به هم خوردن ازدواجش میشود و دخترش را میخواهد برای روزگار پیری خودش نگه دارد؛ نمیدانم چرا این داستان انقدر مردان ضعیف دارد یکی خودکشی کرد یکی مطیع.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.