این کتاب را دوست داشتم کتاب کوتاهی در مورد تجربه سرگردانی در بیابانی در مصر است نجات دو غیر هم زبان و غیر بومی و در عین حال تجربه مشابه از تجربی انسانی و شاید توهم؛ وقتی دو نفر با فرهنگ متفاوت از دو سرزمین غریب در عین حال متخصص و اگاه به نوع فرهنگ و تاریخ سرزمینی در محیط واقع می شوند؛ ناآشنا به محیط هستند ولی در عین حال تاریخ آن را فرهنگ آن سرزمین را در کتاب ها خوانده اند وقتی در محیط واقع می شوند با ترس های خود که ترس های مشترک انسانی است مواجهه می شوند ترس ادم ربایی_ ترس مرگ در غربت -ترس مردن- وقتی چنین کتابی را گوش دادم از صدایی اجرا کننده بسیار لذت بردم صدا روی داستان نشسته بود در میان داستان اشتباهات انسانی که حاصل تنگنا ها و اضطراب ها ست بسیار انسانی جلوه می کند اینکه در اوج اضطراب یادت برود بنزین بزنی و بروی چند ساعت در بیابانی بدون سکنه و موجود زنده گیر کنی اینکه زمان بندی خورد و خوراک را بسیار لب مرزی در نظر بگیری یا اصلا یادت نباشد ممکن گرسنه یا تشنه شوی