نظر خاطره برای کتاب آخرین کودک

خاطره
★★★★★
۱۴۰۵/۰۷/۰۵
داستانی پلیسی، جنایی، معمایی.. گمشدن دختر سیزده ساله زیبایی که برادر دو قلویش برای پیدا کردنش دچار رنجهای زیادی میشه. با گمشدن دخترزیبا، پدرش که تحمل این رنج رو نداشت و در واقع خودش رو مقصر میدونست وزنش مدام سرزنشش میکرد که تقصیر اون که نرفته دنبال دختر و دختر موقع اومدن هنگام غروب تنها تو جاده خلوت، ماشینی بهش نزدیک میشه و اونو میدزده، میذاره میره و خانواده رو ترک میکنه. برادر دوقلوش که عاشق پدرش بوده و زندگی خوبی داشتن نه تنها حالا باید فقدان پدر و خواهرش رو تحمل کنه، باید با فروپاشی روانی مادرش و معتاد شدنش و بدتر از همه رابطه مادرش با مرد ثروتمند زورگو و قلدر و خشن و بی بند و باری رو هم تحمل کنه. حالا مادر بی نهایت زیباش در اختیار اون مرد و هرچی بگه انجام میده و پسر به جای رفتن مدرسه، هر روز در خطرناک ترین جاها و بین خطرناک ترین آدمها دنبال سرنخی از خواهر گمشده اش میگرده تا اینکه یه روز یکی از مردهای خلافکار بچه باز کثیف رو زیر نطر داشته گیر میفته و مرد بچه باز با چاقو پسر رو تکه پاره میکنه و در حال کشتنش بوده که اتفاق باورنکردنی میفته.... ریتم داستان کمی کند و حاشیه و اضافه گویی زیادی داره ولی خواننده رو خسته نمیکنه و هیجان و تعلیق زیادش، خواننده رو تا اخر مشتاق نگه میداره. مخصوصا قسمت های مربوط به پسری که خواهرش گمشده واقعا هیجان داره. من به علت مشکل در حافظه و شروع الزایمر زیاد اسمها یادم نمیمونه ولی سعی میکنم همچنان کتاب بخونم جدول حل کنم تا با الزایمر بجنگم. ببخشید اگر نتونستم نامها رو تو نطرم بگم. تا میتونید کتاب بخونید و نذارید مغزتون فعالیتش رو از دست بده این داستان هم واقعا ارزش خوندن داره و بعصی جاهاش از ترس مو بر بدنتون سیخ میشه.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟