این کتاب داستایوفسکی را دوست داشتم. داستایوفسکی در این کتاب با ظرافت هر چه تمامتر به روابط بین دو انسان، زن و مرد میپردازد. زنی که در زندگی خود خانواده و خیلی چیزها را از دست داده به همسری مردی در میاید که از نظر مالی از او برتر است. زن برای کسب پول اقدام به فروش اشیائ خود به نزد مرد میرود و مرد به او علاقه مند شده خواهان ازدواج با وی میشود. زن پس از ازدواج با شادی وعلاقه با مرد زندگی خود ارتباط برقرار میکند ولی مرد که احساس برتری دارد عکس العمل مناسبی نشان نمیدهد به گونه ای که زن احساس دلسردی کرده و در لاک خود فرو میرود و حتی سعی میکند با مرد دیگری ارتباط برقرار نماید. داستان بطور کلی از زبان مرد بیان میشود و او بعد خودکشی همسرش داستان زندگی خود و همسرش را بیان میکند و سعی میکند در همه موارد برتری خود را به نمایش بگذارد. به نظر من داستایوفسکی با دقت و موشکافی ظریف این روابط را در این کتاب به خوبی بیان میکند. ممنون از کتابراه.