نظر مهدی بحرکانی برای کتاب مسخ
مهدی بحرکانی
۱۴۰۵/۰۷/۰۲
00
خواندن کتاب هایی با ایده متفاوت خیلی مفید و جذابه. نویسنده شناخت خوبی از حشرات داشته و به خوبی از پس اینکه احساسات رد و بدل شده رسیده. نکته ای که وجود داره که به نظر من خیلی از نویسنده ها به آن اهمیت نمیدهند این است که مشکلات باعث قدرت و تغییر اجباری میشوند. خانواده گره گوار تا قبل از این اتفاق توی ناز و نعمت بودند و داشتند به تنبلی خود عادت می کردند. این اتفاق افتاد و این خانواده مجبور شد به خودکفایی برسه. وقتی پدر خانواده اتفاقی براش رخ میده خانواده مجبور باری که پدر کشیده رو ادامه بده البته اینجا نویسنده بجای پدر از گره گوار استفاده کرده. جاهایی بود که من رو خیلی تحت تأثیر قرار داد و خیلی رنجیدم، برای من سخت ترین چیز اینه که ببینم بقیه در حال رنج هستند و بخواهم کمک کنم اما نتوانم، حالا بدتر اینکه من مقصر اصلی رنج باشم، همانطور که برای گره گوار رخ داد و او این را لمس کرد. در پایان همه چیز خوب تموم شد اما نه برای گره گوار، هرچند نویسنده ای که بدون دلیل رنج میدهد می تواند بدون دلیل هم درمان بدهد...
هیچ پاسخی ثبت نشده است.