تا حالا فکر می کردم کتاب های کلاسیک حتماً باید خیلی طولانی و خسته کننده باشن، اما وقتی «گلستان» سعدی رو خوندم، کلاً نظرم عوض شد. این کتاب اصلاً اون مدل کتاب های خشک رو نداره؛ انگار داری یه سری داستان کوتاه و جذاب رو می شنوی که ته هر کدومشون یه درس یا یه نکته ی جالب هست. بیشتر از هر چیزی که من رو جذب کرد، هوشمندیِ سعدی بود. اون خیلی قشنگ می تونه با کمترین کلمات، یه داستان رو تعریف کنه و در عین حال، هم خنده دار باشه و هم آدم رو به فکر فرو ببره. داستان ها خیلی کوتاه و ضرب آهنگ دار هستن؛ یعنی اصلاً خسته ات نمی کنن و می تونی هر جا که خواستی، کتاب رو باز کنی و یه حکایت بخونی. یه چیزی که خیلی برام جالب بود، این بود که با وجود اینکه این کتاب خیلی قدیمیه، اما حرف هاش هنوز هم برای ما امروز کاملاً معنی داره. سعدی درباره ی سیاست، اخلاق، دوستی و روابط انسانی جوری حرف می زنه که انگار داره درباره ی اتفاقات روزمره ی خودمون می گه. اون بلد بود چطور با یه جور شوخ طبعیِ خاص، حقایق تلخ زندگی رو به آدم یاد بده بدون اینکه خیلی جدی یا نصیحت گونه باشه. سبک نوشتنش هم خیلی شیرین و خوش آهنگه. جملاتش طوری چیده شدن که انگار داری یه موسیقی رو می شنوی. برای من، خوندن گلستان بیشتر از اینکه شبیه درس خوندن باشه، شبیه یه گپ وگفتِ دوستانه و پر از تجربه بود. خلاصه بگم، اگه دنبال کتابی هستید که هم بهتون آرامش بده، هم ذهنتون رو باز کنه و هم بتونید باهاش کلی لذت ببرید، گلستان سعدی واقعاً یه انتخاب بی رقیبه. در نهایت باید بگم که من به عنوان یک ایرانی به این آثار زیبا افتخار میکنم. ای کاش توی مدارس بچه ها رو بیشتر با شاعرانی مثل سعدی، حافظ، نظامی گنجوی و دیگر شاعران نامدار ایرانی آشنا کنند.