بوف کور برای من بیشتر از یک داستان، سفری به ذهن آشفته و تنهای راوی بود. چیزی که بیشتر از همه توجهم را جلب کرد، شباهت و ارتباط زن اثیری و لکاته بود؛ حتی صحنه های مرگشان این حس را تقویت می کرد که شاید هر دو، دو چهره از یک زن در ذهن راوی باشند. داستان مبهم و تاریک است، اما همین ابهام باعث می شود بعد از تمام شدنش همچنان به آن فکر کنی.