با درود به کتابراه و سپاس از معرفی کتاب های خوب و خواندنی. کتاب «پدر جودی آشغالی است»، کتابی است که در کنار داستانی ساده و جذاب، درباره ی خودباوری، قضاوت دیگران و نقش خانواده در شکل گیری معیارهای ارزشی کودک حرف های مهمی دارد. آنچه برای من در این کتاب قابل تأمل بود، مقایسه ی نقش مدرسه و خانواده در تغییر نگاه کودکان است. معلم تلاش کرد نگرش بچه ها را نسبت به جودی و پدرش تغییر دهد، اما در نهایت نتوانست تأثیر چندانی بر معیار ارزش گذاری آن ها بگذارد. بچه ها همچنان تحت تأثیر قضاوت و معیارهای جمعی خود بودند. در مقابل، پدر جودی به جای آنکه صرفاً به او بگوید «به حرف دیگران اهمیت نده»، به جودی کمک کرد تا خودش واقعیت را تجربه کند و دریابد که برخلاف قضاوت دیگران، «بوی بد نمی دهد». به این ترتیب، او به جودی کمک کرد تا ارزش و هویت خود را از نگاه دیگران جدا کند. از نگاه من، همین تفاوت، یکی از مهم ترین پیام های کتاب است: آموزش خودباوری فقط با نصیحت و آموزش مستقیم اتفاق نمی افتد؛ کودک به تجربه، حمایت و همراهی بزرگسالانی نیاز دارد که به او کمک کنند خودش حقیقت را کشف کند. در این داستان، به نظر می رسد خانواده و به ویژه پدر جودی در این زمینه موفق تر از مدرسه و نظام آموزشی عمل می کند. مدرسه تلاش می کند معیار ارزش گذاری کودکان را تغییر دهد، اما پدر جودی ابتدا به خودِ جودی کمک می کند تا معیار ارزش گذاری خودش را پیدا کند. همچنین در کتاب های کودک، بخشی از انتقال مفاهیم می تواند بر عهده ی تصویرسازی و نقاشی ها باشد. من این کتاب را به صورت فایل صوتی شنیدم و به همین دلیل درباره ی کیفیت و نقش تصویرگری آن نمی توانم اظهارنظر دقیقی داشته باشم.