کمتر کسی هست که آثار صادق هدایت را حداقل برای یکبار نخوانده باشد. افسوس که دریچه دید این نویسنده که او را دوست میدارم و همیشه برای سرنوشتش اندوهبارم چنان از زندگی، رنجها، آلام و دردهای آن آگاه بوده که در تمامی آثارش کاملا مشهود است تمامی اثار او از فقر، فلاکت، بدبختی و ادبار خلاصه می شود، آیا او. اقعا چنین دیدی از زندگی داشته یا دچار افسردگی شدید بوده؟ که تصمیم میگیرد از جان شیرینش بگذرد، نمیدانم، ولی او زندگی بی هدف و انگیزه و بیشتر در غربت به سر میبرده و خیلی چیزهای دیگر که من از زندگی وی خبر ندارم خدایش بیامرزد، البته که آثار او برای افرادی که روان سالمی ندارند توصیه نمیشود، از جناب آقای رضوی که بسیار زیبا این اثر را روایت کرده اندو شما دوستان عزیز سپاسگزارم