من سال ها پیش کتاب بوف کور رو خوانده بودم ولی دوباره خواندنش با صدای زیبای بهروز رضوی مزه دیگری داشت. این کتاب اصلا مودبانه نیست اما قطعا کتاب خاصی است. خاصه چون پر از ابهامه، ملغمه ای است از عشق، معما، تخیل، جنایت، احساس گناه و فلسفه. بوف خود نویسنده است که در شومی سرنوشتش گرفتار شده و این بوف کوره چون ظاهرا نمی تونه در اطرافش حقیقت رو از مجاز تشخیص بده. به نظر میرسه راوی داستان از یک احساس حقارت که ناشی از زندگی نابسامانی است که پدر و مادر و عمویش برای او درست کرده اند، رنج می بره و این رنج در هیچ لحظه ای به او اجازه زندگی کردن و لذت بردن رو نمیده. بوف کور، خواننده رو در یک دور باطل از افکار مالیخولیایی قرار میده که به نظرم از این بابت بی شباهت به کتاب مسخ نیست