نظر فرزانه احمدی برای کتاب صوتی سال بلوا

فرزانه احمدی
۱۴۰۵/۰۶/۲۴
رمان جالبی بود. داستان یک عشق نافرجام و برخورد جامعه با اون و تقابل عشق و مصلحت اندیشی. درست در بحبوهۀ جنگ دوم اتفاق افتاده بود دخالت انگلیس و آلمانها در ایران، نایاب شدن گندم و گرسنگی مردم و سرکوب ایرانیان آزاده برای ما قابل لمس شده بود. سرنوشت نوشا بسیار تلخ و غم انگیز بود اما در آخر و پس از مرگ درست مثل اورهان در سمفونی مردگان، پس از فراز و فرودهای فراوان و تلخی و فشار‌های زیاد به معصومیت و تولد دوباره انجامید. نوع روایت عالی بود گاهی خود نوشا هم در حال حیات‌و هم پس از مرگ که واقعا آدم رو دلتنگ میکرد راوی بود و گاهی خود معروفی بود که از دور ایستاده و روایت میکرد. گرچه معروفی مرد بود ولی از زبان زنانۀ قدرتمندی برخوردار بود و از ادبیات اروتیک و لیریک عالی استفاده میکرد گویی این عالم زنانه رو خوب تجربه کرده بود. از جملات بسیار جالبی استفاده کرده بود مردها همیشه بچه‌اند و زنها همیشه مادر. مگر نمیشود وقتی آدم‌کودک است برای آیندۀ خود گریه کند؟ دنیا دار مکافات بود و دکتر معصوم تقاص پس داد و سرهنگ خسروی همینطور سرنوشت نوشا منو یاد دوریان گری و گفتۀ آقای هنری انداخت که می‌گفت آقای بازیل همیشه آدمهای زیبا خوشبخت نمی‌شوند. نوشا قربانی عشق به حسینا، زیبایی زیاد و شانس خودش شده بود. اسامی هوشمندانه انتخاب شده بودند بجز دکتر معصوم که باید پلید نامیده میشد. هم از اسامی اسلامی و هم از اسامی ملی بهره جسته بود. روایت خانم رضوی و موسیقی پس زمینه عالی بود و در پایان از تمام عوامل از آقای معروفی تا شما بزرگواران متشکرم.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟