به نظرم یکی از کوتاهترین کتابهای تولستوی بود
از نظر خود من فصلهای پایانی کتاب خیلی زیبا بودند.
دقیقا داشتی یکی از عزیزترین افراد زندگی ات را میدیدی که آرام آرام در حال از بین رفتن و آب شدن بود در حالی که هیچ کمکی از دستت بر نمیآمد.
در بیشتر کتابهای روسی افراد کاری اشتباه انجام دادند و بعد عذاب وجدان گرفته و پی معنای آن کار میگردن و در آخر گناه خود را گردن میگیرند، در این کتاب هم "ایلیچ" وقتی معنای مرگ را فهمید و وقتی متوجه شد هیچ قدرتی ندارد و نمیتواند با مرگ مبارزه کند بعد از این "فهمیدنه" همه چیز به پایان رسید و آرامش را پیدا کرد.
در کل کتاب خوبی بود و فصل هشت به بعد خیلی جذاب تر شد.
ممنون کتابراه
از نظر خود من فصلهای پایانی کتاب خیلی زیبا بودند.
دقیقا داشتی یکی از عزیزترین افراد زندگی ات را میدیدی که آرام آرام در حال از بین رفتن و آب شدن بود در حالی که هیچ کمکی از دستت بر نمیآمد.
در بیشتر کتابهای روسی افراد کاری اشتباه انجام دادند و بعد عذاب وجدان گرفته و پی معنای آن کار میگردن و در آخر گناه خود را گردن میگیرند، در این کتاب هم "ایلیچ" وقتی معنای مرگ را فهمید و وقتی متوجه شد هیچ قدرتی ندارد و نمیتواند با مرگ مبارزه کند بعد از این "فهمیدنه" همه چیز به پایان رسید و آرامش را پیدا کرد.
در کل کتاب خوبی بود و فصل هشت به بعد خیلی جذاب تر شد.
ممنون کتابراه