نظر 📚 Kowsar 💎 برای رمان آسمان فرو می ریزد
📚 Kowsar 💎
۱۴۰۵/۰۶/۱۸
00
یک ستاره رو کم کردم چون روند هیجان داستان با ملایمت و جزئیات خوبی جلو می رفت و نتیجه گیری آخر زیادی سریع و عجیب بود. درباره ترجمه بیشتر این «فاصله گذاری بود که رعایت نشده و کمی غلط املایی هم بودش. نویسنده میخواست یه شخصیت زن قوی رو مجسم کنه که حتی اگه مردی که دوستش داره برای مراقبت از همسر سابق مبتلا به سرطانش هم پیشش نیست قویه؛ کاملا بی جهت بود. میشد تلاش های هر کدوم رو به موازی هم نشون بده. اینکه همه ی شخصیت ها در هر سفری که می رفت کمکش میکردن، تو ذوق میزد. رفتنش به سارایو عجیب بود چون انگار به سفر «فرستاده شده بود» تا درباره قتل ها تحقیق نکنه. و اینکه دو فرزند دیگه مقتول باید یا در جریان حوادث میبودن یا نه؟ همین جوری کشتن شون وحشتناک بود. و اینکه هر دعوای کمال که اتفاق می افتاد از خودش نمی رسید چی شده؟ چرا نمیخواست که جلوی مدیر تعریف کنه چیشده؟ و خودش تو فکر عوض کردن مدرسه نبود؟ و درباره ی سرپرستی رسمیش چرا تا صفحه ی آخر طول کشید؟ درنهایت در اخبار گفته شد که جریان قتل ها بخاطر شریک مقتول و زیاده خواهیش بوده، درباره خانواده ای که اینطور درباره خوبیش گفته میشد چطور خبر ساخته و پخش شد که مجرم رو معرفی کنه؟ و سفیر (مقتول اصلی) چرا به هر کشوری که رفته بود مذاکره رو منهدم و به بلایی سر طرف یا خانواده ش آورده و همچنان در قدرت مونده؟ اون یارو ایتالیاییه میدونستم که دخترش مقصر نیست ولی از خودش روندش واقعا با خودش چه فکری میکرد؟ تکلیف همسایه ی باستان شناس/مرمت کارش چیشد؟ و چرا پایان کتاب که باید به خود دنا می پرداخت اونقدر سریع و «شیرین» بود، جوری که عجیب بود.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.