نظر 📚 Kowsar 💎 برای کتاب سایه‌های میان ما

📚 Kowsar 💎
۱۴۰۵/۰۶/۱۸
هیجان کتاب در توصیف وقایع و موقعیت هایی که دنبال مجرم بودن خوب بود ولی در دستگیری مجرم و انگیزه ش نه ساده رد شد ازش. من آخرش توقع داشتم به بلایی سر خواهر و پدر عوضیش بیاره. مهمونی رفتن و رقصیدن و مشغول بودن با مردها برای خواهرش پیروی از سنت هاس و برای آلساندرا بی بند و باری؟ با اون نامه های مصنوعی و مضحکش که مثلاً به خواهرش اهمیت میده و پدر احمق و عوضیش که تا قبل از نامزد کردن دختر بزرگ انگار اصلا دختر دیگه ای نداره و فقط مهریه از داماد برای مهمه. گرفتن اون رابین هود مسخره که اونقدر راحت گیر افتاد که قطعا همکارانی داشته اگه واقعا جرئت داشت اول ثروت خودش رو می بخشید نه که از بقیه دزدی بکنه. (اول به آلساندرا گفت به بچه های یتیم کمک کرده ولی تو بازگو کردن برای بقیه گفت بچه گربه). اینکه پادشاه فقط برای نداشتن سایه پسرش رو بکشه عجیب بود. اینکه مشاور اعظم بخاطر اینکار بهش خیانت کنه عجیبتر. اینکه فقط با یه رنگ مو تغییر قیافه داده و کسی نفهمیده عجیب تر تر. روند عاشقانه ش که عمیق و ملایم بود رو دوست داشتم هرچند مثل مثلث عشقی تو فیلم کره ای ها بود تا اون یکی مرده تلاشی برای به دست آوردن شخصیت زن نکنه مرد اصلی نمی فهمه که اصلا دوستش داره تا کاری کنه. یهویی بودن کارهاش تو مخ بود. و اینکه وقتی یه سلسله پادشاهی با یه قدرت خاص هست طبیب مخصوص، جادوگر و محافظ ویژه ای که با قدرت هاش و ضعف هاش آشنا باشه هم باید باشه تا مواظبت باشه. نویسنده انگار شخصیت مرد با قدرت ویژه مثل مردان ایکس رو یهو خواست پادشاه کنه. تو قضیه محافظت نبوده و گسترش احمقانه و بی دلیل سلطنت شون خیلی نشون میداد. وقتی توی کشور بغلی دشمنی نداری مریضی بهشون حمله کنی؟
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟