سوررئالیسم مالیخولیایی بود. گویی نویسنده روبم فونسکا در کتابچه راننده شب، دز این داستان کوتاه از تخیلات جنایی در ذهن آدمی، صحبت میکند. نویسنده کتاب را به عنوان یک داستان حکمت آموز در مورد این موضوع فکر کرده است یا فقط برای تراوش ذهنیاتش آن را به صورت تحریر زیر نظرش درآورده است؟ داستان کوتاه راننده شب، اثر روبم فوسکا، بیشتر برای کسانی که در حال آموزش دیدن و دوره گذراندن داستان نویسی هستند میخورد که با این سبک ادبی حول محور اصلی بشناسند و در این زمینه به عنوان یک داستان واقعگرایانه شناخته نمیشود و خواننده خاص خود را به راحتی در دسترس میطلبد. نحوه نگارش نویسنده روبم فوسکا، خواننده را یاد داستان سرهم کردن مادران در هنگام چرت زدن بعد از ظهر میاندازد که مست خواب هستند اما میخواهند که فرزندان هوشیار خود را بخوابانند تا اینجوری راحت سر بر بالش بگذارند.