نظر مهرداد تقی‌پور برای کتاب صوتی شب‌های روشن

مهرداد تقی‌پور
۱۴۰۵/۰۶/۱۴
رمان از تنهایی مردی برخواسته که ملاقاتی اشتباهی، معنی عشقی چون شبنم را به او میفهماند. ناستانکا شمعی بر کف دست گدایی که در خانه اشتباهی را کوبیده بود گذاشت اما بعد از چهار شب شمع به آخر رسید و نه تنها نور را کشت بلکه دست مرد را هم سوزاند اما فردای آنروز ناستانکا مرهمی فرستاد و گدا تا آخر عمر خوشحال بود که دست کم یکبار با کوبیدن در اشتباهی هم که شده، آدرس نور را پیدا کرده بود.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟