نویسنده روسی مایکل وی. ایوانف، در کتابش کابین انتهای قطار، شاید کتاب سهشنبهها با موری را خوانده باشد یا شاید کتاب مدیر یک دقیقهای یا شاید کتابهایی شبیه این روند پیشبرد کتاب، یک نفر عقل کل و دانای کل است که حالت رئیس دارد و تمام زندگی و امور افراد دیگر را او هدایت میکند و خودش تمام زندگیش گل و بلبل است.
نویسنده به نظر میرسد کپی از کتابهایی را به نگارش در آورده است که شاید روزگاری اسم خاصی از خودشان در آوردهاند.
کتاب کاملا انگیزشی است و حالت این را دارد که نویسنده فقط خوب است و تو خوب نیستی و برای خوب بودن با من خیلی فاصله دارید!؟
مایکل وی. ایوانف، نویسنده روسی آمریکایی، از بالا خوانندگان را میبیند و هیچ غم و غصهای شامل او در زندگیش نمیشود و حالت فرومایگی به مخاطبش میدهد. درست است که رهایی و بی تفاوتی، واگذاری کارها به اصل هستی بخش، توکل، پیامهای این چنین کتابها نیز میتواند باشد، اما این پیام در بیان تولیدمحتوای ایوانف، حس خوبی برای خواننده ندارد.
نویسنده به نظر میرسد کپی از کتابهایی را به نگارش در آورده است که شاید روزگاری اسم خاصی از خودشان در آوردهاند.
کتاب کاملا انگیزشی است و حالت این را دارد که نویسنده فقط خوب است و تو خوب نیستی و برای خوب بودن با من خیلی فاصله دارید!؟
مایکل وی. ایوانف، نویسنده روسی آمریکایی، از بالا خوانندگان را میبیند و هیچ غم و غصهای شامل او در زندگیش نمیشود و حالت فرومایگی به مخاطبش میدهد. درست است که رهایی و بی تفاوتی، واگذاری کارها به اصل هستی بخش، توکل، پیامهای این چنین کتابها نیز میتواند باشد، اما این پیام در بیان تولیدمحتوای ایوانف، حس خوبی برای خواننده ندارد.