نظر ن ب برای کتاب صوتی زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید

ن ب
۱۴۰۵/۰۶/۱۰
کلیشه حال بهم زن یک ناجی آمریکایی که با وجود اینکه استاد دانشگاه هست میره با یه حکومت دیکتاتور مبارزه مسلحانه میکنه و یه دختر بومی که بهش تجاوز شده عاشق امریکاییه میشه، امریکاییه از همه باهوش تره و اون دستور میده به بقیه، یک نفر بهش حسودیش میشه و.... عهههه! تنها چیزی که من از این کتاب یاد گرفتم اینه که این کلیشه فقط مال فیلمهای تجاری هالیوود نبوده، این ریشه در فرهنگ و ادبیات آمریکا قبل از هالیوود داره، حالم به هم خورد از سخیف بودن این داستان احمقانه با چاشنی اروتیک که مختص داستانهای تجاری امریکایی هست کلیشه نجات افغانستان، عراق، شوروی، لیبی، و...، فکر میکردم این کلیشه شامل فقط نجات خاورمیانه و امریکای جنوبی هست اما گویا اروپا رو هم از قلم ننداختن. آمریکا ستیز نیستم، چپی هم نیستم ولی واقعا این کلیشه تجاری هدفمند واقعا حال به هم زن هست، شاید برای آدمهای قرن گذشته جذاب بوده چون هنوز کلیشه نبوده اما الان دیگه ما میدونیم چه ایدئولوژی ای پشت این ادبیات هست، در مورد جنگ میخواید بخونید؟! شاهکارهای سلین رو بخونید و خودتون سطح داستان پردازی، پیام خوب و جذابیت کتابهای سلین رو با این همینگوی مقایسه کنید، واقعا با نگاه امروزی آدم تعجب میکنه که بعضی نویسنده ها دقیقا به چه خاطر معروف شده اند؟! کدام ساختار؟ کدام پیام؟ کدام ریتم جذاب؟ دقیقا کجای این کتاب ارزشمنده؟ دقیقا چه پیامی داره؟ حتی جذابیت داستانی هم نداره و پر از چرت و پرت با ریتم کند هست. سالها بود دوست داشتم وداع با اسلحه رو بخونم ولی با خوندن این کتاب و اشنایی با همینگوی هرگز هیچ کتابی از این نویسنده نخواهم خوند. در این سبک کتابی مثل سفر به انتهای شب سلین رو بخونید و خودتون مقایسه کنید. قطعا بیشتر از یک بار میخونید.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟