نظر Heria برای کتاب به امید دل بستم

Heria
۱۴۰۵/۰۶/۰۷
نمیدونم درموردش چی بگم اسپویل! واقعا زیباست قلم لنکالی فوق العاده ست ولی توی این زمینه برای بیان سم زیاده روی کرده برای شخصیتی که در آخر قراره بگه واقعی نبود! این منو ناراحت و عصبانی میکنه، برای فهمیدن داستان خیلی کنجکاو بودم و هیجان داشتم ولی انگار خورد تو ذوقم داستان رو دوست داشتم ولی با خودم میگم ای کاش دو فصل آخر رو نمیخوندم میفهمم ولی برام قابل قبول نیست راستش انگار بهم توهین کردن دوست داشتم سم واقعی باشه چون نویسنده اونو واقعی توصیف کرد و اینکه در آخر اینطور بخواد کتابو تموم کنه برام ناراحت کننده بود من از داستان لذت بردم ولی آخرش برام لذت بخش نبود نویسنده زیاده روی کرد و از استعاره فراتر رفت و این باگ داستانه تا دو فصل آخر دوستش داشتم ولی این پایان فریبِ احساساتی بود نه یک پیچشِ عمیقِ داستانی سم واقعی بود، سم با همه تعاملِ فیزیکی داشت پرستار اِلا باهاش حرف زد، اریک زخمِ واقعیِ سم رو پانسمان کرد، هیکاری سم رو از جلوی ماشین نجات داد، سم از سی ساعت گرفت و به هیکاری داد، سونی بهش شکلات داد، برای اعتراف عشقش به هیکاری همراه کمک اریک و دوستاش کادو درست کرد، موهاش رو با قیچی کوتاه کرد نویسنده خودش سم رو کاملاً واقعی ساخت، بعد یک دفعه می گه خیال بود. این یعنی همهٔ تعاملاتِ فیزیکیِ شخصیت هایِ واقعی با سم، بی معناست این پایان با منطقِ داستان جور درنمی آد و به هوشِ خواننده توهین می کنه
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟