این کتاب ما را به فکر وا میدارد هویت چیست؟ من چه کسی هستم؟ هویت من نام من است؟ شهر من است؟ فرزند چه کسی هستم، هویت من است؟ در میان ادمهای که دارم زندگی میکنم چه کسانی من را میشناسند؟ اینکه در روز به صدها تفر برخورد میکنم من را میشناسند یعنی چه از من میدانند؟ نامم را محل زندگیام را شغل من را؟ طبق برخورد من میزان در امد من را؟ هویت من چه چیزی است؟ من فقط یک ادم اشنا در برخورد اجتماعی هستم؟ یا یک مشتری؟ یک همکار؟ یک شهروند؟ برخورد و مواجهه افراد طبق اینکه همشهری و هم میهن انها هستم است؟ یا یک الزام برای امرار معاش و همزیستی آنها؟ چون پولی برای خرج کردن و نان انها است من را میپذیرتد؟ یا چون سالها قسمتی از امرار معاش انها توسط من بوده است؟ من در زندگی انها چه کسی هستم؟ یک مشتری؟ یک مشتری که قسمتی از سود و ارتزاق خود را از حیب من کرده اند؟ این فردی که هر روز من را میبیتد همکار من، فروشنده، همسایه نام من را میداند؟ کتاب در مورد فردی است که شناسنامه ندارد سالهاست کسی نامش را صدا نزده خودش هم نمیداند کیست چه چهرهای دارد همکار و همسایه نمیدانند این فرد کیست سالی یکبار پیش خشکشویی میرود نامش؛ هویتش در زندگی خودش به دردش نخورده است حالا نامی میخواهد هویتی تا بر سنگ قبر چیزی نوشته شود نامی برای مردن فقط برای انتخابات که کسی را به مقامی برساند نامی داشته و اسمی و حالا نامی میخواهد تابمیرد زتده بودن نامش نه برای خودش که برای دیگران سود داشته
خالا نامی میخواهد تا بمیرد مرد زنده در زتدگی اجتماعی چه سودی برای بقیه داشته؟ و مرد مرده چه سودی برای بقیه دارد؟
خالا نامی میخواهد تا بمیرد مرد زنده در زتدگی اجتماعی چه سودی برای بقیه داشته؟ و مرد مرده چه سودی برای بقیه دارد؟