نظر مریم حیدریان برای کتاب عاشقانه‌های یواشکی

مریم حیدریان
۱۴۰۵/۰۵/۳۱
راستش اولش فکر نمی کردم انقدر درگیرش بشم ولی کم کم جوری رفتم توی داستان که انگار خودم کنار نغمه بودم. نغمه واقعاً دلمو سوزوند، مخصوصاً اونجایی که محمد نامزد کرد و نغمه فقط داشت نگاه می کرد... من اونجا واقعاً دلم شکست 💔😭کلاً کتاب یه جوریه که هم دوستش داری، هم حرص می خوری، هم دلت می خواد یه جاهایی بری توی داستان و یکی دو نفر رو تکون بدی بگی آخه چرا در کل خیلی دوستش داشتم، مخصوصاً فضای احساسی و داستان نغمه. فقط آخرش یه جوری بود که گفتم نویسنده جان، ما چه هیزم تری بهت فروخته بودیم؟
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟