نظر م توحیدی برای کتاب صوتی گربه زیر باران
م توحیدی
۱۴۰۵/۰۵/۳۰
00
یک زن جوان، که همراه شوهرش در یک هتل ایتالیایی اقامت دارد، از اتاق گربه ای را زیر باران می بیند. او می رود که گربه را بگیرد اما خبری از گربه نیست. بنابراین دست خالی بازمی گردد. لحظه ای بعد خدمتکار در می زند و در دستش یک گربه دارد. تنهایی زن و مرد مدرن امروزی، گرچه باهم زیر یک سقف به سر می برند اما از یکدیگر دورند. زن از تنهایی به گربه و مرد به مطالعه پناه می برد. انسان تنهاست، از ظاهر خود خسته شده، یک گربه زن را از تنهایی نجات می دهد ولی شوهرش نمی تواند. مطالعه، تنهایی مرد را پر می کند ولی زنش که در کنار او نشسته، صحبت می کند نمی تواند تنهایی او را پر کند. مرد به زن بی توجه است و زن دنبال چیزی می گردد تا سرگرم شود.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.