نظر محمد تقی زاده برای کتاب آرات در قلعه دختر

آرات در قلعه دختر
محمد تقی زاده
۱۴۰۵/۰۵/۲۸
00
داستان درباره پسری به اسم آرات بود که با دایی اش، دوستش و خواهرش به جشنی رفته بود که آتش بزرگی برپا بود. آن ها قلعه ای را دیدند و خواستند از روی کنجکاوی توی آن بروند. در آن جا یک گلدان بود که خواهر آرات افتاد روی آن و همه سردرد و دل درد گرفتند. نامرئی شدند و فکر کردند که چه گلی به سر بریزند. پسر نامرئی دیگری را دیدند و او گفت آن ها باید به کشتی دزدان دریایی پرنده بروند و کسب را نجات دهند. ولی فهمیدند به کمک احتیاج دارند... پیشنهاد میکنم کتاب جری جوان از جین وبستر رو هم بخونید.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.