نظر Behrouz Por برای کتاب صوتی مسخ

مسخ
Behrouz Por
۱۴۰۵/۰۵/۲۷
00
مسخ یک داستان نمادین درباره بیگانگی انسان مدرن و از خودبیگانگی در جامعه ی صنعتیه. گرگور حتی وقتی انسان بوده هم مثل یک ابزار فقط کار میکرده؛ وقتی به حشره تبدیل میشه، فقط ظاهر این بی ارزشی مشخص میشه. کافکا از این استعاره نشون میده که انسان وقتی فقط «کارکرد» داشته باشه، در نگاه دیگران به یک موجود اضافی و مزاحم تبدیل میشه. نکته جالب: کافکا اصلاً شخصیت یا ظاهر حشره رو توصیف نمیکنه و هیچوقت هم نمیگه چی به چه شد این سکوت خودش بخشی از حس ترس و ابهام داستانه. چرا این کتاب خاصه؟ کافکا این داستان رو در دوره ای نوشت که جامعه ی صنعتی آلمان و اروپا انسانها رو به ماشینهای کار تبدیل کرده بود. مسخ یک پیشگویی تلخ از زندگی مدرن ماست: اونقدر غرق کار و وظایف میشیم که اگه «کارکرد» مون از بین بره، گویی «بودن» مون هم از بین رفته.
هیچ پاسخی ثبت نشده است.