یک ماهی کوچک در یک جویبار که با مادرش زندگی میکرد و از گردش های روزانه خسته شده بود مادر و همسایه های آن ها او را مسخره کردن و گفتند ((دنیا همین است)) او رفت و رفت و با خرچنگ ها و قورباغه ها و مارمولک ها رو به رو شد. اما تسلیم نشد و به راه خود ادامه داد.... در کل اصلا اشکالی نداشت ممنونم از کتابراه که این کتاب رو رایگان در اختیار میزاره (و ازشون میخوام لطفا امتیاز نظر مفید رو بدن)